تصور کنید در یک منطقه ی خشک و بیابانی، باغهای سرسبز زیادی وجود دارد. این ناخودآگاه شما رو متوجه وجود آب می کند. آبی که از دل کوه هایی که شاید کیلومترها فاصله دارند توسط قنات و از زیر زمین هدایت شده تا به منطقه ای برسد برای ایجاد باغ حیات و زندگی انسان.
حالا تصور کنید که یکی از این باغ ها با وجود قرار گرفتن در همون منطقه و همون شرایط آب و هوایی خشک شده و شادابیش رو از دست داده. این میتونه یه دلیل داشته باشه. که به نحوی اون جوی آب که این باغ رو سیراب میکرده دچار گرفتگی شده و آب کافی برای حیات شاداب به این باغ نمیرسه.
ما هم مانند باغ هستیم و با مراقبت و نگهداری درست به شکوفایی می رسیم. اگر توجه و مراقبت دائم نکنیم از خودمون مسیر رسیدن انرژی حیات بخش به ما مسدود میشه یا دچار گرفتگی میشه و به تدریج شادابی و سلامتیمون رو از دست میدیم.
در این مثال باید بدونیم چیزی که باغ رو زنده نگه میداره آب هست و چیزی که وجود انسان را بارور میکند و به آن حیات می بخشد نور است و درست مانند قنات آب که از زیر زمین جاریست اما از دید پنهان است و در شکوفایی باغ به ظهور میرسد نور الهی که در بالاترین فرکانس یعنی عشق، امنیت، هارمونی، صلح، آرامش و حیات هم در همه حال موجوده و در شکوفایی انسان به ظهور میرسه.
حالا ما میخوایم این نور جاری و پنهان رو آگاهانه فرابخوانیم برای پاکسازی و به تعادل رسوندن حوضچه های انرژی در بدنمون. این حوضچه های انرژی چاکرا نام دارند.
چاکراها حوضچه ها یا میادینی از انرژی هستند که در بدن ما در موازات با خط ستون فقرات قرار دارند. هر کدام از این حوضچه های انرژی توسط احساسات خاصی تحریک میشن. احساسات نیز مانند هر چیز دیگری دارای فرکانس خاصی هستند و موجب تولید افکاری در همان سطح از انرژی می شوند.
اگر این حوضچه های انرژی را به جای نور الهی و فرکانس تپنده ی هستی با افکار و احساسات انسانی خودمون از تعادل خارج کنیم این مجراها دچار گرفتگی می شوند و به دلیل انسداد از رسیدن نور الوهیت به آن، باغ وجودی ما سیراب نمی شود و به تدریج به جسم و روان ما آسیب وارد می شود.
بسیاری از دردهای جسمی ما به دلیل گرفتگی چاکرای همون حوزه است. در حالی که اگر به بالانس و کارکرد اصلی خودش برگرده هوشمندی خلقت ما به طریقی هست که خودش همه چیز رو در سلامت و تعادل نگه میداره.
